همه چیز درباره گلیم‌بافی

گلیم؛ آمیزه‌ای از عشق و هنر ایرانی

58

پیش درآمدی بر آشنایی با گلیم

هرگاه از صنایع دستی سخن می‌گوییم در واقع در رابطه با بخش عظیمی از هویت تاریخی و ملی سرزمینمان صحبت می‌کنیم و خود را با میراث چندین و چند هزار ساله از نیاکانمان پیوند می‌زنیم. به جرأت می‌توان گفت یکی از راه‌های قابل توجه برای شناخت قدمت، فرهنگ و آداب و رسوم یک منطقه آشنایی با صنایع دستی آن منطقه است. از طریق شکل، رنگ و به ویژه طرح‌هایی که روی انواع صنایع دستی نقش می‌بندند، می‌توان دریافت که سبک زندگی، طرز تفکر، آداب و رسوم و عقاید مردم آن منطقه چه بوده است. برخی از صنایع دستی آنچنان قدیمی‌اند که قدمت آنها به آغاز یکجا نشینی و تشکیل اولین دهکده‌ها توسط انسان‌ها باز می‌گردد، اما با این حال می‌بینیم در دنیای پیشرفته و ماشینی امروز همچنان پا برجا بوده و مشتریان جهانی دارند.  گلیم‌بافی را می‌توان در این دسته قرار داد. زمانی که انسان برای تامین غذا به شکار حیوانات می‌پرداخت از پوست آنها به عنوان پوششی برای بدن جهت حفاظت از سرما و شرایط جوی نامساعد و همچنین زیرانداز استفاده می‌کرد. با گسترش یکجا نشینی و پرداختن به کشاورزی، دامداری و دامپروری رفته رفته استفاده از پشم حیوانات برای مصارف گوناگون نیز رواج یافت. تاریخ آغاز گلیم‌بافی را با توجه به آثار به جا مانده، بین سه تا پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح تخمین زده‌اند. این مقاله مجال کوتاهیست برای آشنایی با گلیم و گلیم‌بافی و هر آشنایی دریست برای راه‌یابی به عمق و فلسفه چیزی که بدان می‌نگریم.

نمونه‌ای از گلیم بافه شده با طرح‌های سنتی

گلیم چیست؟

نامش را بارها و بارها شنیده‌ایم و آن را به عنوان یکی از اصیل‌ترین زیراندازها می‌شناسیم. اما اگر بخواهیم به زبان ساده تعریفی دقیق از آن را داشته باشیم باید بگوییم نوعی فرش بدون پرز است که اصل آن را با پشم حیوانات اهلی مانند گوسفند و بز و گاها شتر می‌بافند. گلیم‌ها دارای تار و پود هستند که این تار و پودها علاوه بر پشم می‌توانند از الیاف دیگر نیز باشند. برای تار معمولا از پنبه و پشم و نخ ابریشم و برای پود علاوه بر نخ‌های پشمی گاهی از کرک و ابریشم استفاده می‌کنند. در هر منطقه‌ای  که دام و دامپروری رواج داشته و پشم به راحتی در دسترس قرار بگیرد، گلیم بافی نیز رونق می‌گیرد. به همین دلیل گلیم‌بافی اکثراً توسط اهالی روستاها و عشایر بافته می‌شوند. گلیم را باید عضوی جداناپذیر از زندگی روزمره عشایر برشمرد چرا که علاوه بر زیرانداز از آن به عنوان دیوارپوش، روکش رختخواب، جل اسب، خورجین و روکش پشتی نیز استفاده می‌کنند. تاریخچه گلیم‌بافی در ایران به هشت هزار سال قبل بازمی‌گردد. هر چند گلیم‌بافی در بین عشایر و اکثر روستاها رایج است اما  استان اردبیل از مهم ترین مناطق بافت گلیم به شمار می‌رود و در حال حاضر شهر عنبران و روستاهای توابع شهرستان مغان از عمده‌ترین مراکز گلیم‌بافی هستند. از دیگر کشورهایی که به گلیم‌بافی می‌پردازند می‌توان به افغانستان، هند، پاکستان، ترکیه و چین اشاره کرد. در بازار صنایع دستی امروز گلیم را می‌توان در غالب روکش کوسن، دستبند،  و انواع کفش و کیف از جمله کیف‌های رودوشی و کوله پشتی نیز مشاهده کرد.

کیف‌های گلیمی

کوسن‌های گلیمی

اصلی‌ترین ابزار گلیم‌بافی

در گلیم‌بافی مهم‌ترین ابزار کار دار، دفتین و قیچی هستند.

دارها دو نوع عمودی یا ایستاده و افقی یا خوابیده هستند. روستاییان به دلیل یکجا نشین بودن و داشتن منزل و یا کارگاه ثابت از دارهای عمودی استفاده می‌کنند، اما عشایر به دلیل کوچ‌نشینی جهت سهولت در حمل و نقل از دارهای افقی استفاده می‌کنند.

دفتین ابزاری است که از آن برای استحکام بخشیدن به تار و پودها استفاده می‌شود. با رد کردن پودها که افقی هستند از لا به لای تارهای عمودی، با دفتین ضرباتی به تار و پود در هم رفته وارد می کنند تا درگیری تار و پودها مستحکم شود.

قیچی گلیم‌بافی شبیه قیچی قالی‌بافی است که دو تیغه دارد که به وسیله پرچ با پیچ به هم متصل شده‌اند.

نمونه‌ای از دار افقی یا خوابیده

معروف‌ترین نقش‌مایه‌های گلیم‌بافی

هنر را می‌توان از گویاترین زبان‌ها دانست. گاه آثاری که با ذوق هنری خلق می‌شوند شیواتر از زبان ناطق سخن می‌گویند. باید زبان هنر را بشناسیم تا سخنش را بفهمیم. تمام طرح‌هایی که روی آثار هنری، نه تنها گلیم، مشاهده می‌کنیم سخن‌ها برای گفتن دارند. طرح‌های به کار رفته در گلیم‌ها همگی از آرزوها و آمال زنان و دخترانی سرچشمه می گیرند که با هزار امید و آرزو پای دار گلیم‌بافی می‌نشینند و آنها را از طریق هنرشان با ما به ساده‌ترین شکل ممکن به اشتراک می‌گذارند. به  نقش‌هایی که در گلیم به کار می‌روند موتیف یا نقش‌مایه می‌گویند. تعداد موتیف‌ها بی‌شمارند. حال با چند طرح معروف‌ و پرکاربرد گلیم‌بافی آشنا می‌شویم.

زن دست به کمر: زن نماد مادرانگی، زایش و باروری است. نقش انتزاعی از زنی دست به کمر می‌تواند دو حالت داشته باشد. یا خستگی ناشی از کار روزمره را نشان می‌دهد و یا زنی که دست به کمر زده و اینگونه قدرت خود را در خانه و خانواده نمایان می‌کند.

نقش‌مایه زن کمر به دست

شاخ قوچ: نماد مردانگی و قدرت و قهرمانی است و شاید دخترانی تنها، همزمان با بافتن این موتیف مرد رویایی خود را در ذهن مرور می‌کردند.

نقش‌مایه شاخ قوچ

گوشواره: بین برخی از اقوامی که به گلیم‌بافی مشغول بوده‌اند رسم بر این بوده که به دختری که برای پسر خود در نظر می‌گرفتند گوشواره می‌دادند. دخترانی که این نقش را در دستبافته خود به کار می‌بردند به این معنا بوده که در دل آرزوی یافتن شاهزاده رویاهایشان را دارند.

نقش‌مایه گوشواره

آب جاری:  به کار بردن این نقش‌مایه، حکایت از آرزوی بافنده برای پرآبی و باروری کشاورزی دارد.

نقش‌مایه آب روان

ادغام موتیف‌های شاخ قوچ و زن دست به کمر: ترکیب نماد قدرت (شاخ قوچ) و مادرانگی و باروری (زن دست به کمر) سمبل برکت و برکت بخشیدن به زندگی به شمار می‌رود.

ادغام نقش‌مایه‌های زن کمر به دست و شاخ قوچ

درخت: با به کار بردن طرح درخت، بافندگان، باروری و نسلی قدرتمند از پروردگارشان طلب می‌کردند.

بافندگان با ذوق هنری خود گاهی اینچنین آرزوها و حاجات خود را با خدایشان در میان می‌گذاشتند و افسانه‌ها و داستان‌های مذهبی را با زبان بی‌زبانی در دست‌بافته‌هایشان شرح می‌دادند.

عقرب، مار و اشکال هندسی از دیگر نقش‌مایه‌هایی هستند که در گلیم بافی به چشم می‌خورند.

علاوه بر نقش‌مایه‌ها گلیم‌ها دارای طرح‌های متنوعی نیز هستند. شناخته‌شده‌ترین طرح‌ها، طرح خطی، طرح شاملو، طرح شیرکی پیچ، طرح راه راه، طرح خشتی یا قاب قاب، طرح کف ساده و طرح سفره کردی نام دارند.

گلیم طرح خطی

انواع گلیم ایرانی

از آنجا که اقوام متعددی در ایران ساکن هستند و معمولا آداب و رسوم و سبک زندگی هر قوم با دیگری تفاوت دارد، طرح و نقش‌هایی که در گلیم‌های هر منطقه بافته می‌شوند مختص همان منطقه هستند و ویژگی‌های منحصر به فرد خود را دارند.  معروف‌ترین گلیم‌های ایرانی عبارتند از: گلیم شاهسون که مختص عشایر شمال غرب ایران به ویژه دشت مغان، ارومیه و اردبیل است، گلیم لری (شهرستان‌های اردل، لردگان و برخی نقاط فارسان)، هرسین (کرمانشاه)، گلیم بلوچ (طایفه‌های خراسان شمالی و رضوی)، گلیم خمسه که از یگانگی پنج ایل در شیراز تشکیل می‌شود، گلیم سنه (سنندج)، گلیم قشقایی (متعلق به ایل قشقایی)، گلیم افشار (سیرجان)، گلیم زرند، گلیم ترکمنی و مسند عنبران (اردبیل).

نمونه‌ای از گلیم شاهسون

گلیم مرغوب را بشناسیم

اولین گام برای شناخت گلیم مرغوب و با کیفیت حصول اطمینان از ثبات رنگ آن است. برای رنگرزی الیافی که در گلیم‌بافی به کار می‌روند، از رنگ‌های طبیعی استفاده می‌شود که این رنگ‌ها اغلب از منابع گیاهی و معدنی تامین می‌شوند. البته گاهاً از منابع جانوری مانند قرمز دانه هم استفاده می‌شود. برای اثبات این امر از دستمال سفید نمدار استفاده می‌شود. به این صورت که دستمال نمدار را روی قسمت‌های رنگی گلیم می‌کشند و در صورت رنگ پس دادن به دستمال می‌توان متوجه شد که گلیم دارای ثبات رنگ نیست.

داشتن پود بیشتر با تراکم بالا یکی از ویژگی‌های گلیم مرغوب است. به کمک دو دست قسمتی از گلیم را به دو طرف بکشید. اگر گلیم دارای پود کم باشد پودش از هم باز شده و به اصطلاح کش می‌آید.

چنانچه برای بافتن گلیم از تار و پود ظریف‌تری استفاده شده باشد، گلیم سبک وزن‌تر بوده و در نتیجه مرغوب‌تر است.

در قسمت‌های تغییر رنگ هیچ گونه شیار یا سوراخی نباید مشاهده شود، خامه‌‌ها (نخ‌های پشمی مورد استفاده) باید به خوبی در هم زنجیر شده باشند.

در صورتی که گلیم را از قسمت طولی تا کنیم به صورتی که قسمت‌های عرضی روی هم بیفتند، گوشه‌ها باید کاملاً بر هم منطبق باشد.

به یاد داشته باشید که نقش‌مایه‌های به کار رفته در گلیم از حالات روحی و خلقیات بافنده سرچشمه می‌گیرند و ممکن است یک طرح و یا نقش در قسمت‌های مختلف گلیم با رنگ‌های مختلف بافته شود و یا ابعاد نقش‌های همسان دارای تفاوت چشمگیری باشند. این امر یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد و قابل توجه در گلیم به شمار می‌رود و نه تنها نقص و ایراد محسوب نمی‌شود بلکه ارزش هنری و معنوی کار را افزایش می‌دهد.

گلیم مرغوب و خوش نقش و نگار ایرانی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.